تبليغاتX
شعله جاوید عرفان
شعله جاوید عرفان





http://www.pixdooni.com/wp-content/uploads/2010/07/pic-montakhab-15.jpg

منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد

زنده یاد سهراب سپهری

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div21/WebPageContent/2499044j52n9cbjuz.gif

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/01/27ساعت 13 توسط نادیا |



http://s1.picofile.com/file/6803551306/af32e3e7e2e94272896d.jpg

 

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا

ندیده ای مرا ؟

                                                                                 مرحوم حسین پناهی

http://up98.org/upload/server1/01/y/09emnh244mog7vi0vck8.gif

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/09/28ساعت 2 توسط نادیا |



 
خوب است که
وقتی نفست بالا نمی آید
کسی حرفهای بغض شده در گلویت را
جایی نوشته باشد...
گلوی آدم را
باید گاهی بتراشند
تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود
دلتنگی هایی که جایشان نه در دل
که در گلوی آدم است
دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند....
+ نوشته شده در شنبه 1390/06/26ساعت 17 توسط نادیا |



http://minamirbagheri.persiangig.com/image/girl-and-rain-dark-1.jpg

 مي دانم هر از گاهي دلت تنگ مي شود. همان دل هاي بزرگي كه جاي من در آن است، آن قدر تنگ مي شود كه حتي يادت مي رود من آنجايم.

دلتنگي هايت را از خودت بپرس و نگران هيچ چيز نباش!
هنوز من هستم.
هنوز خدايت همان خداست!
هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمي خواهم تو همان باشي!
تو بايد در هر زمان بهترين باشي.
نگران شكستن دلت نباش!
مي داني؟ شيشه براي اين شيشه است چون قرار است بشكند.
و جنسش عوض نمي شود ...
و مي داني كه من شكست ناپذير هستم ...
و تو مرا داري ...براي هميشه!
چون هر وقت گريه مي كني دستان مهربانم چشمانت را مي نوازد ...
چون هر گاه تنها شدي، تازه مرا يافته اي ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صداي لرزان و استوارت را بشنوم،
صداي خرد شدن ديوار بين خودم و تو را شنيده ام!
درست است مرا فراموش كردي، اما من حتي سر انگشتانت را از ياد نبردم!
دلم نمي خواهد غمت را ببينم ...
مي خواهم شاد باشي ...
اين را من مي خواهم ...
تو هم مي تواني اين را بخواهي. خشنودي مرا.
من گفتم : وجعلنا نومكم سباتا (ما خواب را مايه آرامش شما قرار داديم)
و من هر شب كه مي خوابي روحت را نگاه مي دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را مي فشارد.
شب ها كه خوابت نمي برد فكر مي كني تنهايي ؟
اما، نه من هم دل به دلت بيدارم!
فقط كافيست خوب گوش بسپاري!
و بشنوي ندايي كه تو را فرا مي خواند به زيستن!

پروردگارت ...

با عشق ! 

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/03/23ساعت 20 توسط نادیا |



زندگی دوختن شادیهاست و به تن کردن پیراهن گلدار امید
 زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست زندگانی هنر هم سفری با رنج است
زندگانی هنر سوختن اکنون با روشنی آینده است زندگانی هنر ساختن پنجره بر بیداری است
زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است زندگانی گاهی آری به همین باریکی در همین نزدیکی است
زندگانی هنر بافتن پارچه زیبایی است زندگی دوختن شادیهاست و به تن کردن پیراهن گلدار امید.

برگرفته از متون عاشقانه

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/02/20ساعت 18 توسط نادیا |



 

چه بی هیاهوست این خلوت نهانم

شعله ای بیافروز

تا در تنگناهای تاریک شبهای بی ستاره

تو را به تصویر در آورم

غزلهایم برای توست

چرا که تو قطب زنده غزلهای منی

ومن شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم .

در خاطرم …

هرگز نیست

آنچه در آینه ی چشم تو معنا شده است !

غم من راز خموش صدف دیده ی توست  !!!

که ندارد پر و بالی و نداند گذری …

غم من شعله ی لرزان دل خسته ی توست !!!

برگرفته از متون عاشقانه


+ نوشته شده در دوشنبه 1390/01/29ساعت 22 توسط نادیا |



چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟بهاربيست                   www.bahar22.com

نوروز ۱۳۹۰ پیشاپیش برهمه دوستان مهربانم مبارک.امیدوارم یکی ازبهترین سالهای عمرتون رو پیش روداشته باشید.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدwww.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.comتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


+ نوشته شده در یکشنبه 1389/12/22ساعت 13 توسط نادیا |





اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند وشگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند.اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

برگرفته از متون عاشقانه


+ نوشته شده در سه شنبه 1389/10/28ساعت 13 توسط نادیا |



 قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.

برگرفته از متون عاشقانه

تصاویر متحرک پس زمینه موبایل (10 تصویر)


 

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/09/28ساعت 22 توسط نادیا |



 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

الهی     دل       تمنای    تو    دارد    

سرم  بر   سینه   سودای   تو  دارد

الهی  دل  ز هجرت  پاره پاره  است       

بجز وصلت غم دل را چه چاره است

الهی   اندر   این    دل های   خاکی       

 ز  نور     خویشتن    ده    تا بناکی

الهی   هر   دلی    خود   دل   نباشد           

 دل   بی  نور   تو   جز   گل  نباشد

الهی   سینه ی  ده   با   غم   و  آه        

 در  آن  سینه  دلی  از  دردت  آگاه

الهی   سوز   و  درد  و  آه  و  ناله       

 بسوی     تو    مرا   باشد   حواله

الهی هر  که  را  ندهی غم  و  درد        

 دلی   بی نور  دارد  سینه ی  سرد

الهی    دوستانت   را  غم   و  داغ             

 بسی خوشترز روح وراحت و باغ

الهی   داغ   ما   را   مرهمی   نه              

  ز رحمت های خود  برآن همی نه

الهی     نار   شوق   جان   فزایت             

بنه     بر این   دل  ویران  سرایت

الهی      در    نهادم    آتشی     نه                

 بر  آن  آتش  ز شوقت  تابشی  نه

الهی  از   غم   هجرم    رها    کن               

 به  وصل  خویشتن  دردم  دوا  کن

الهی  این  که  فارغ  کن  ز خویشم               

منه  زین  بیش  غم  بر  جان ریشم

الهی   جز   تو    من    یاور  ندارم                   

خدایی    غیر     تو     باور   ندارم

الهی       از    کرم    بخشا   گناهم                    

 بده    در    سایه      لطفت    پناهم

الهی   گر  مرا  غیر  از  گنه  نیست           

 به  پیش   رحمتت   نام  گنه  چیست

الهی   بنده   گر  شد   در    خور  بند                

 امید     عفو     دارد    از     خداوند

   

خواجه نصیرالدین طوسی 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/08/20ساعت 21 توسط نادیا |



 

مردم اغلب غیر منطقی ،خود محور و متعصب هستند.

در هر حال آنها را ببخش.

اگر مهربان باشی مردم تو را متهم می کنند که پشت این مهربانی ها هدف های خودخواهانه پنهان شده است.

در هر حال مهربان باش.

اگر موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان واقعی به دست خواهی آورد.

درهرحال موفق شو.

اگر صادق و صریح باشی ممکن است تو را فریب دهند.

در هر حال صادق و صریح باش.

چیزی را که برای ساختنش سالها تلاش کرده ای می توانند در یک شب نابود کنند.

در هر حال تو بساز.

اگر آرامش و خوشبختی را بیابی مورد حسد واقع می شوی.

درهرحال به دنبال خوشبختی باش.

کارخوب امروز تو را اغلب افراد  فردا فراموش می کنند.

در هر حال تو کار خوبت را انجام بده.

بهترینهایت را به دنیا بده واین ممکن است هرگز کافی نباشد.

در هر حال تو بهترینهایت را به دنیا بده.

 میدانی درآخرهرچه بود بین تو وخداست.

درهرحال هیچ کدام بین تو و آنها نبود.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در جمعه 1389/07/30ساعت 22 توسط نادیا |



همچو  نی می نالم از سودای دل
 آتشی  در  سینه  دارم  جای  دل
من  که  با هر  داغ  پیدا  ساختم
سوختم   از    داغ   نا پیدای  دل
همچوموجم یک نفس آرام نیست
بس که طوفان زا  بود  دریای دل
دل  اگر  از  من  گریزد  وای من
غم  اگر از  دل   گریزد  وای  دل
ما    ز رسوایی   بلند   آوازه ایم
نامور  شد هر که شد رسوای دل
خانه  مور است  و منزلگاه  بوم
 آسمان    با  همت   والای    دل
گنج  منعم  خرمن سیم و زراست
گنج   عاشق   گوهر  یکتای  دل
در   میان  اشک  نومیدی   رهی
خندم      از  امیدواری ای    دل

رهی معیری

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/21ساعت 16 توسط نادیا |



  

ای ستاره درخشان آسمان دلم ، اشك سوزان چشمان مرا ببین .بغض من درجاده های بی كسی گم شده. دوست ندارم همچون عروسكی كوكی باشم .هرگز نمی خواهم درصندوقچه دلت مخفی بمانم .نمی خواهم در فشارهرزه نگاهها خرد شوم .طالب پیوستن هستم ومی خواهم شاهد سپیده دم عشق باشم .من هم می خواهم سرود عاشقانه سردهم .رقص نیرنگ را نمی خواهم.مرا پناه ده وازشبهای پرعذاب  دورساز. بگذارتا معنای هستی را دریابم ومعجزه عشق راببینم .می خواهم به آرامی برروی مخمل شب چشمانم رابرهم گذارم .هجوم كابوسهای شبانه را ازمن برهان.تیغ بی وفایی رابه من نشان مده، شوق پروازرا به من بیاموزوجای حسرت  برایم باقی مگذار. بگذارتا مروارید دریایت شوم ، بگذار تا به نیستان دلت راه یابم . شكوه عشقت را ازمن دریغ نكن ، چهره تلخ جدایی را از من دورساز. چشمان صاف و زلالت را برایم گل آلود نكن ، بر عشق پاكم نفرین نكن . مگذار كه نشكفته پرپر شوم . زندگی مرا وسعت بخش . به حرفهای دلم نگاه كن.  برگ ریزان پائیزم را با تومی خواهم  چرا كه با بودن تو دیدنی و زیبا می شود .جاده تنهایی پائیزان فقط با بودن تو انتها می یابد .می خواهم چشمانت را باز كنی و مرا ببینی . نمی خواهم روزی باشد كه دیگر من تمام شده باشم.آه ،كه چه شیرین است دراین برگ ریزان ودراین جاده تنهایی باتو همگام شدن.

برگرفته از متون عاشقانه

+ نوشته شده در جمعه 1389/07/09ساعت 23 توسط نادیا |



 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 الهی تو دوستان را به دشمنان می نمایی ،درویشان را غم اندوه دهی.درمانده کنی و خود درمان کنی.

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی خود را از همه به تو وابستم ، اگر بداری ترا پرستم و اگرنداری خود پرستم. نومید مساز بگیر دستم.

الهی ای دور نظر و ای نیکوحضر و ای نیکوکار نیک منظر،ای دلیل هربرگشته و ای راهنمای هر سرگشته ،

ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده ی هرآواره ، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده ، دست ما گیر ای

 بخشنده هر بخشاینده.

الهی کار آن دارد که با تو کاری دارد ، یار آن دارد که چون تو یاری دارد ، او که در هر دو جهان تو را دارد

 هرگز کی تو را بگذارد.

الهی در سر گریستنی دارم دراز، ندانم از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهر یتیم و گریستن شمع

 بهر ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز.

الهی یک چند به یاد تو نازیدم ، اینم بس که صحبت تو ارزیدم.

الهی نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان ، پس بی دل و بی جان کی توان؟

الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان.

مست   توام  از  جرعه و جام آزادم                                  

مرغ    توام   از  دانه  و  دام  آزادم

مقصود من از کعبه وبتخانه تویی تو

ورنه  من  ازین  هر دو  مقام آزادم

 برگرفته از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/31ساعت 23 توسط نادیا |



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

گفته بود پيش از اين‌ها: دوستي ماند به گل

دوستان را هر سخن، هركار، بذر افشاندن است

در ضمير يكدگر

باغ گل روياندن است

 گفته بودم: آب و خورشيد و نسيمش مهر هست

باغبانش، رنج تا گل بردمد

گفته بودم گر به بار آيد درست

زندگي را چون بهشت

تازه، عطرافشان و گل‌باران كند

 گفته بودم، ليك، با من كس نگفت

خاك را از ياد بردي خاك را

لاجرم يك عمر سوزاندي دريغ

بذرهاي آرزويي پاك را

 آب و خورشيد و نسيم و مهر را

زانچه مي‌بايست افزون داشتم

شوربختي بين كه با آن شوق و رنج

« در زمين شوره سنبل» كاشتم

- گل؟

چه جاي گل، گياهي برنخاست

در پي صد بار بذرافشاني‌ام

باغ من، اينك بيابان است و بس

وندر آن من مانده با حيراني‌ام

 پوزشم را مي‌پذيري،

                     بي‌گمان

عشق با اين اشك‌ها، بيگانه نيست

دوستي بذري‌ست، اما هر دلي

درخور پروردن اين دانه نيست.

فریدون مشیری

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/17ساعت 0 توسط نادیا |